Photo: Social Media3 دقیقه خواندن
هنوز یک ماه از سفر رییس استخبارات ترکیه و مقام ارشد امنیتی قطر به کابل و قندهار نگذشته است که سرگئی ناریشکین، رییس استخبارات خارجی روسیه، نیز وارد کابل میشود. اهداف دقیق این سفرها هنوز بهگونهی رسمی روشن نیست، اما توالی این رفتوآمدها نشان میدهد که افغانستان تحت سلطهی طالبان بار دیگر در محاسبات استخباراتی و امنیتی منطقه و جهان قرار گرفته است.
سفر ناریشکین در همین بستر معنا پیدا میکند. روسیه در اوکراین درگیر جنگ است و قاطعیت کشورهای اروپایی، باوجود احتیاط واشنگتن، محاسبات مسکو را پیچیدهتر ساخته است. یکی از نگرانیهای راهبردی روسیه، احتمال انتقال ناامنی از مسیر تاجیکستان و اوزبیکستان بهسوی قزاقستان و بیثباتشدن مرز بیش از هفتهزار کیلومتری این کشور با روسیه است. چنین سناریویی میتواند مسکو را به استقرار نیروهای بیشتر در امتداد مرزهای جنوبیاش وادار سازد و بر فشار نظامی در جبههی اوکراین بیفزاید؛ آنهم در شرایطی که گفته میشود روسیه با محدودیت نیروی انسانی روبهرو است.
گزارشهایی دربارهی انتقال شماری از عناصر مسلح از سوریه به افغانستان و نگهداری و آموزش آنان در کمپهای خاص نیز مطرح شده است؛ گزارشهایی که برای ارزیابی بیشتر نیاز دارند، اما در صورت اثبات، میتوانند نگرانیهای امنیتی منطقه را تشدید کنند.
آسیای میانه در محاسبات امنیتی مسکو اهمیت حیاتی دارند. مرز حدود ۱۳۰۰ کیلومتری تاجیکستان با افغانستان، بهویژه در مناطق کوهستانی و دشوارگذر بدخشان، چالش جدی کنترول سرحدات را ایجاد میکند. گستردگی جغرافیایی و تراکم پایین جمعیت در بخشهایی از بدخشان تاجیکستان نیز بر پیچیدگی این وضعیت میافزاید.
هشدارهای اخیر مقامهای روسی دربارهی احتمال استقرار پایگاهها و تجهیزات ناتو در افغانستان، بی نتیجه ماندن نشستهای مربوط به افغانستان در چارچوب مسکو و سفر وزیر داخله روسیه به پاکستان، در کنار تحرکات دیگر بازیگران، از محیط امنیتی متحول و رقابت فشرده بر سر آینده افغانستان حکایت دارد.
طالبان نمیتوانند برای نگرانیهای امنیتی منطقه و مطالبات سیاسی و حقوقی جامعهی جهانی، پاسخ روشن و عملی ارایه کنند؟ با اینحال طالبان خود در امتداد این بازیها قرار دارد؛ روابط با پاکستان، ایران، ترکیه، روسیه و کشورهای آسیای مرکزی، بهخودیخود نه ثبات میآورد و نه مشکلات افغانستان را حل میکند. انحصار قدرت، نبود مشارکت سیاسی و فقدان یک چارچوب مشروع و پاسخگو، همچنان موانع اساسی در برابر دستیابی به ثبات پایدار اند.
اگر مردم و نیروهای سیاسی افغانستان نتوانند وارد میدان شوند و با درک مسوولانه این تحولات، را از نزدیک رصد نکنند، کشور بار دیگر به میدان برخورد منافع امنیتی و استخباراتی قدرتهای منطقهای و جهانی تبدیل خواهد شد؛، با اینحال هزینهی اصلی این رقابتها را نه طراحان آن، بلکه مردم افغانستان خواهند پرداخت.