۳ میزان ۱۴۰۵ نویسنده: حمید میرزایی

جنگ پاکستان و طالبان؛ دشمنی واقعی یا نمایش سیاسی؟

جنگ پاکستان و طالبان؛ دشمنی واقعی یا نمایش سیاسی؟Photo: File

4 دقیقه خواندن

در حالی‌که تنش میان اسلام‌آباد و طالبان افغان افزایش یافته، سوال اساسی فقط این نیست که پاکستان در افغانستان چه اهدافی را بمباران کرده است؛ پرسش مهم‌تر این است که ماهیت واقعی رابطه‌ی پاکستان با طالبان چیست و آیا آن‌چه امروز «جنگ با طالبان» خوانده می‌شود، واقعا جنگ دو دشمن است؟

شهباز شریف حتما در مجمع عمومی سازمان ملل درباره‌ی مبارزه با تروریسم و وضعیت امنیتی منطقه سخن گفت. هم‌زمان، پاکستان از حملات هوایی علیه اهدافی در افغانستان خبر داده و گفته است که مواضع گروه‌های مسلح، از جمله تحریک طالبان پاکستان، هدف قرار گرفته‌اند.

اما در این میان، یک تناقض تاریخی و سیاسی قابل تأمل وجود دارد: طالبان در خلأ سیاسی شکل نگرفتند. پاکستان در دهه‌های گذشته یکی از مهم‌ترین حامیان طالبان بود و روابط امنیتی و سیاسی عمیقی با این جریان داشت. بنابراین، تبدیل ناگهانی طالبان به «دشمن استراتژیک پاکستان» نیازمند توضیحی فراتر از ادعاهای روزمره‌ی امنیتی است.

البته این واقعیت تاریخی به این معنا نیست که امروز هیچ درگیری میان دو طرف وجود ندارد. پاکستان در سال‌های اخیر بارها مواضع تحریک طالبان پاکستان را در افغانستان هدف قرار داده و طالبان نیز این حملات را نقض حاکمیت خود دانسته است. در مقابل، طالبان پاکستان را به تجاوز و هدف قرار دادن غیرنظامیان متهم کرده است.

با این‌حال، رابطه‌ی پاکستان و طالبان هنوز با مفهوم یک جنگ تمام‌عیار میان دو دشمن سیاسی فاصله دارد. روابط دیپلماتیک به‌طور کامل قطع نشده است. سفارت‌های دو طرف فعال‌اند، خدمات قنسلی جریان دارد، رفت‌وآمدهای رسمی و هوایی ادامه دارد و کانال‌های سیاسی هم‌چنان باز است. در کنار آن، کشورهایی مانند چین، قطر و ترکیه نیز برای کاهش تنش میان دو طرف تلاش کرده‌اند.

این وضعیت نشان می‌دهد که اسلام‌آباد، در کنار فشار نظامی، نمی‌خواهد طالبان را به یک دشمن کلاسیک و دایمی تبدیل کند. از سوی دیگر، طالبان نیز نمی‌تواند پاکستان را در مفهوم یک دشمن معمولی و استراتژیک تعریف کند. پاکستان یک قدرت هسته‌ای با ارتش و دستگاه اطلاعاتی قدرتمند است، در حالی که افغانستان با مشکلات جدی اقتصادی، انسانی و معیشتی مواجه است. از این منظر، تبدیل اختلافات به یک جنگ گسترده برای هر دو طرف هزینه‌های سنگینی خواهد داشت.

نکته‌ی مهم دیگر، شناخت اطلاعاتی پاکستان از افغانستان است. پاکستان طی چند دهه در تحولات سیاسی، امنیتی و اجتماعی افغانستان حضور داشته و شبکه‌های گسترده‌ی اطلاعاتی در منطقه ایجاد کرده است. از همین‌رو، این پرسش مطرح می‌شود که اگر پاکستان واقعاً قصد نابودی ساختار طالبان را داشته باشد، چرا حملات خود را به عملیات محدود علیه برخی اهداف و عمدتاً مواضع مرتبط با تی‌تی‌پی محدود می‌کند؟

در برخی گزارش‌ها و اطلاعات منتشرشده در رسانه‌های افغانستان نیز ادعا شده است که در حملات دوم میزان ۱۴۰۵، محل اقامت منسوب به رهبر پیشین طالبان و هم‌چنین یک قول‌اردو در خوست هدف قرار گرفته بود.اگر درست باشند، نشان‌دهنده‌ی سطح قابل توجهی از دسترسی اطلاعاتی پاکستان در داخل افغانستان خواهند بود.

از سوی دیگر، پاکستان رقیب منطقه‌ای هند است و معادلات امنیتی آن تنها به افغانستان محدود نمی‌شود. بنابراین، رابطه‌ی اسلام‌آباد با طالبان را نمی‌توان صرفاً در چارچوب مبارزه با تروریسم تحلیل کرد. پاکستان از یک‌سو با تحریک طالبان پاکستان درگیر است و از سوی دیگر تلاش می‌کند رابطه‌ی خود با ساختار حاکم در کابل را کاملاً قطع نکند.

از این منظر، آن.چه امروز میان پاکستان و طالبان جریان دارد، بیش‌تر شبیه «جنگ موش و پشک» است: حمله، تهدید، پاسخ، فشار دیپلماتیک و سپس بازگشت به گفت‌وگو. دشمن‌سازی مطلق پاکستان از سوی طالبان و تصویرسازی از یک جنگ تمام‌عیار، نمی‌تواند تمام پیچیدگی این رابطه را توضیح دهد.

پرسش اصلی همچنان پابرجاست: اگر پاکستان و طالبان واقعا دشمنان استراتژیک یکدیگرند، چرا هم‌زمان سفارت‌ها، روابط دیپلماتیک، خدمات قنسلی و کانال‌های ارتباطی خود را حفظ کرده‌اند؟