Photo: File4 دقیقه خواندن
بخش پنجم و پایان
پس از فروپاشی نظام جمهوری در ۲۴ اسد ۱۴۰۰، روابط افغانستان با کشورهای همسایه، بهویژه ایران و پاکستان، وارد مرحلهای پرتنش شد. اگرچه این دو کشور در سالهای گذشته میزبان میلیونها مهاجر افغانستان بودند و بخش بزرگی از آنان برای کار، تامین زندگی و فرار از جنگ و ناامنی به این کشورها پناه برده بودند، اما در سالهای اخیر فشار بر مهاجران افغانستان افزایش یافته است. در سال جاری خورشیدی، ایران و پاکستان روند اخراج مهاجران افغانستان را بهگونهی کمسابقه تشدید کرده و در مجموع بیش از ۲.۵ میلیون مهاجر افغانستان را از خاک خود اخراج کردهاند.
این روند تنها یک مسئلهی مهاجرتی نیست؛ بلکه با مجموعهای از اختلافات سیاسی، امنیتی، اقتصادی و مرزی میان نظام حاکم افغانستان و کشورهای همسایه ارتباط دارد. در مورد پاکستان، مهمترین عامل تشدید اختلافات، مسئلهی امنیت و فعالیت تحریک مخالفان پاکستان در مناطق مرزی است. اسلامآباد حکومت کنونی افغانستان را متهم میکند که در مهار این گروه ناتوان است و همین مسئله سبب افزایش بیاعتمادی میان دو طرف شده است. همزمان، پاکستان با بحرانهای اقتصادی، تورم، ناامنی و فشارهای سیاسی داخلی روبهرو است و حضور شمار زیادی از مهاجران افغانستان را نیز یکی از مشکلات خود میداند.
در ایران نیز روابط با حکومت حاکم افغانستان با چالشهای مختلف روبهرو است. مسئلهی آب هلمند، اختلافات مرزی، نگرانیهای امنیتی، فشارهای اقتصادی و برخی اختلافات فرهنگی و اجتماعی، بر وضعیت مهاجران افغانستان تاثیر گذاشته است. ایران که در چند دهه گذشته میزبان میلیونها افغانستانی بوده، در سالهای اخیر سیاست بازگرداندن مهاجران فاقد مدارک را شدت بخشیده است. در نتیجه، مهاجرانی که سالها در این کشور زندگی و کار کرده بودند، با فشار برای بازگشت مواجه شدهاند.
اما مسئلهی اصلی این است که بسیاری از این مهاجران، افغانستان امروز را مانند افغانستانی که سالها پیش ترک کرده بودند، نمییابند. شمار زیادی از آنان در ایران و پاکستان صاحب کار، خانه، روابط اجتماعی و زندگی نسبتاً باثبات بودند. آنان علاوه بر تامین هزینههای زندگی خود، از طریق ارسال پول به خانوادههایشان در افغانستان، نقش مهمی در اقتصاد خانوادهها و جامعه نیز ایفا میکردند. بازگشت اجباری این افراد، این چرخهی اقتصادی را مختل کرده و خانوادههای زیادی را با مشکلات تازه روبهرو ساخته است.
مهاجران بازگشته نیز پس از ورود به افغانستان با دهها مشکل مواجهاند؛ از نبود کار و درآمد گرفته تا کمبود مسکن، مشکلات اقتصادی، ضعف خدمات اجتماعی و نگرانیهای امنیتی. بسیاری از آنان داراییهای خود را در کشورهای میزبان گذاشته و بدون سرمایهی کافی به افغانستان بازمیگردند. بنابراین، اخراج بیش از ۲.۵ میلیون مهاجر تنها به معنای انتقال انسانها از یک کشور به کشور دیگر نیست؛ بلکه برای هزاران خانواده، به معنای از دست رفتن منبع درآمد و فروپاشی یک زندگی چندینساله است.
در مجموع، تشدید اخراج مهاجران افغانستان از ایران و پاکستان را نمیتوان جدا از پیامدهای سیاسی پس از ۲۴ اسد ۱۴۰۰ بررسی کرد. اختلافات نظام حاکم افغانستان با همسایگان، در کنار بحرانهای اقتصادی و امنیتی این کشورها، وضعیت مهاجران را آسیبپذیرتر ساخته است. کسانی که سالها در خارج از افغانستان زندگی خود را ساخته و همزمان از خانوادههایشان در داخل کشور حمایت مالی میکردند، اکنون در نتیجه اخراج اجباری با آیندهای نامعلوم روبهرو هستند. این وضعیت نشان میدهد که پیامدهای اختلافات سیاسی تنها در سطح حکومتها باقی نمیماند، بلکه در نهایت زندگی میلیونها شهروند عادی را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.