Photo: Awjnews 3 دقیقه خواندن
این روزها نامِ هرات فقط نام یک شهر نیست؛ نام زخمی است که بر وجدانِ یک ملت نشستهاست.
همهچیز از آنجا آغاز شد که زنان هرات، به بهانهی حجاب، از خیابانها جمعآوری و به مکانهای نامعلوم منتقل شدند. صحنههایی که بسیاری از مردم را خشمگین و آزرده ساخت. اما شاید آنچه بیش از همه اهمیت دارد، واکنشِ مردم هرات به این وضعیت باشد، مردمی که تصمیم گرفتند سکوت نکنند.
در نزدیک به پنج سالِ گذشته، افغانستان گواهِ محدودیتهای پیدرپی بر زنان بودهاست؛ محدودیتهایی که هر روز دایرهی زندگی آنان را تنگتر ساختهاست. اما هرات در این میان روایتِ دیگری نوشت. زنانی که با وجود ترس، تهدید و فشار، حاضر نشدند کرامت انسانی خود را فراموش کنند. آنان نشان دادند که میتوان در تاریکترین روزها نیز چراغ امید را روشن نگه داشت.
در کنارِ آنان، شماری از مردان نیز ایستادند. این شاید یکی از مهمترین پیامهای امروز هرات باشد. وقتی عزت و حرمت زنان یک جامعه هدف قرار میگیرد، سکوت دیگر بیطرفی نیست. دفاع از زنان، دفاع از انسانیت است. دفاع از این باور است که هیچ انسانی نباید بهخاطرِ پوشش، عقیده یا سبک زندگیاش تحقیر و سرکوب شود.
آنچه امروز در هرات رخ داد، تنها اعتراض به بازداشت چند زن نبود؛ اعتراض به سالها تحقیر، حذف و نادیده گرفته شدن بود. به همین دلیل است که صدای هرات فراتر از مرزهای این شهر شنیده شد و بسیاری از چهرههای فرهنگی و مدنی نیز به آن واکنش نشان دادند. فرهاد دریا با اندوه و خشم از وضعیت موجود نوشت و از سرنوشت کشوری پرسید که در چنگال خشونت و افراطیت گرفتار ماندهاست. این پرسش، در حقیقت پرسش میلیونها افغانستانی است.
با این همه، آنچه از امروز در ذهنها باقی خواهد ماند، صدای گلولهها نیست؛ تصویر مردمی است که با دستهای خالی برای دفاع از کرامت انسانی به خیابان آمدند. تاریخ افغانستان پر از روزهای تلخ است، اما در میانِ همین تلخیها، لحظههایی نیز وجود دارد که نشان میدهد روح این سرزمین هنوز زندهاست.
هرات امروز یکی از همان لحظهها را رقم زد.
شاید فردا دوباره ترس حاکم شود، شاید دوباره صدای اعتراض خاموش گردد، اما حقیقتی که امروز آشکار شد دیگر پنهانشدنی نیست: «هنوز در افغانستان زنانی هستند که تسلیم نمیشوند و مردانی که در کنار آنان میایستند و تا زمانیکه چنین انسانهایی نفس میکشند، امید نیز زنده خواهد ماند.»