۱۸ ثور ۱۴۰۵ نویسنده: حمید میرزایی

خشونت لفظی و فروپاشی خانواده

خشونت لفظی و فروپاشی خانوادهPhoto: File

4 دقیقه خواندن

شکل‌گیری یک خانواده‌ی خوب، نیازمند هزینه‌های مادی و معنوی است. در زمان کنونی، خانواده‌ها با چالش‌های مختلف مانند ازدواج‌های اجباری، اختلافات زناشویی، کودک‌همسری، طلاق و بدرفتاری‌های خانوادگی روبه‌رو هستند. این مسایل کارایی و نقش خانواده را با تهدید جدی مواجه ساخته است.

خانواده نخستین محیطی است که شخصیت یک فرد در آن شکل می‌گیرد. بسیاری از متون، خانواده را به عنوان بنیاد اصلی پیشرفت جامعه معرفی کرده‌اند. از گذشته تا امروز، جوامع گوناگون بر این باور بوده‌اند که پویایی جامعه، وابسته به خانواده‌های خوب است.

خانواده باید محیطی سرشار از امنیت و آرامش باشد، اما زمانی که بنیان این نهاد بر پایه‌های ناپایدار بنا شود، کوچک‌ترین بحران می‌تواند آن را دچار فروپاشی کند. چنین فروپاشی‌هایی نه تنها اعضای خانواده را متضرر می‌سازد، بلکه در نهایت به تضعیف بافت اجتماعی منجر می‌شود.

ازدواج، بنیاد تشکیل خانواده است و پس از آن، مسوولیت‌های زندگی برای زن و شوهر، افزایش می‌یابد. زن و مردی که وارد زندگی مشترک می‌شوند، مکلف‌اند با درک دوجانبه، حرمت و پایبندی به تعهدات، مسیر زندگی را در کنار یک‌دیگر ادامه دهند. دوام و کیفیت زندگی مشترک، به عواملی چون مسوولیت‌پذیری و رضایت دو جانبه وابسته است. کاهش این رضایت، به تدریج تهداب ازدواج را سست می‌سازد و زمینه‌ی بروز خشونت را فراهم می‌کند.

در افغانستان، بسیاری از جوانان در سنین نسبتا پایین ازدواج می‌کنند و زندگی مشترک را آغاز می‌نمایند. هرچند در بسیاری از موارد، ازدواج‌ها با رضایت دو سویه صورت می‌گیرد، اما با گذشت زمان، مشکلات اقتصادی، فرهنگی و خانوادگی باعث کاهش تفاهم و افزایش تنش میان زن و شوهر می‌شود. یکی از جدی‌ترین پیامدهای این تنش‌ها، بروز خشونت لفظی است که منجر به ایجاد شکاف در میان اعضای خانواده می‌گردد.

خشونت خانوادگی تنها به ضرب و شتم محدود نمی‌شود، بلکه اشکال گوناگونی از جمله خشونت جسمی، لفظی و روانی را دربر می‌گیرد. عواملی مانند فقر اقتصادی، تفاوت‌های فکری و فرهنگی، ازدواج‌های اجباری، فشارهای خانوادگی، باورهای مردسالارانه و ناتوانی در مدیریت اختلافات، از مهم‌ترین زمینه‌های بروز این خشونت‌ها به شمار می‌روند.

مردانی یا زنانی که به جای گفت‌وگو و هم‌کاری، به خشونت متوسل می‌شوند، نه تنها آرامش خانواده را از میان می‌برند، بلکه آینده‌ی فرزندان و سلامت روانی جامعه را نیز تهدید می‌کنند. چنین رفتارها، زمینه‌ی گسترش فرهنگ خشونت در نسل‌های بعدی را فراهم می‌کند.

برای جلوگیری از گسترش این پدیده، مبارزه با خشونت زناشویی باید به صورت آگاهانه و همه‌جانبه صورت گیرد. آموزش مهارت‌های زندگی، تقویت فرهنگ گفت‌وگو، ترویج احترام متقابل و نظارت اخلاقی بزرگان خانواده، می‌تواند در کاهش این ناهنجاری اجتماعی نقش موثری ایفا کند. اگرچه نظام آموزشی در این زمینه هنوز برنامه‌های کافی و موثر ارایه نکرده است، اما خانواده‌ها می‌توانند با ایفای نقش تربیتی و فرهنگی خود، بذر محبت، همدلی و احترام را در میان اعضای خانواده بکارند.

در نهایت، جامعه‌ای سالم زمانی شکل می‌گیرد که خانواده‌های آن تهی از خشونت و مملو از محبت باشند. خشونت زناشویی نه تنها یک مشکل فردی یا خانوادگی، بلکه تهدید جدی برای ثبات اجتماعی و اخلاق جمعی است. از همین‌رو، مقابله با آن، مسوولیتی است که بر دوش همه‌ی اعضای جامعه قرار دارد.